بازگشت به ساینا گرافیک


« گفتگویی در باره نشانه یا آرم

مصطفی اسدالهی یکی از ژنرال های گرافیک ایران است. آثار او آدم را به یاد گرافیک خالص می اندازد. در آثار او ردپای یک نگاه تیزبین و مسئولانه و علاقه وافر به ساده کردن عناصر دیده می شود.گفتگوی حاضر در مورد نشانه و اهمیت آن در فرایند طراحی گرافیک است.
مصطفی اسداللهی: مسلم بدانید طراحی نشانه پایه گرافیک است. به نظرم اگر می‌خواهیم گرافیک را به کسی آموزش دهیم، ابتدا باید بگوییم راجع به این قضیه فکر کند و اول باید به این مقوله اشاره کرد. پایه و بنای اصلی زبان گرافیک نشانه است. اگر به تمام آثار گرافیک نگاه کنیم و اگر ماهیتاً آن را تجزیه و تحلیل کنیم آخر به تعاریف و ماهیت نشانه برمی‌گردیم. در مقوله‌های دیگر هم نظیر پوستر و روی جلد کتاب و مجله درست است که شما از عناصر مختلف و گسترده استفاده می‌کنید اماروابطی ایجاد می‌کنید که این روابط برای جلب مخاطب است و باز اگر این روابط را به دقت موشکافی کنیم به مبانی نشانه سازی بر‌می‌خوریم، یعنی شما باید در کوتاه‌ترین ، خلاصه‌ترین ، بهترین وجه و کم‌ترین عناصر تصویری بیشترین حرف را بزنید. این درکل آثار درست گرافیک نهفته است.
به نظر من طراحی نشانه عرصه مبارزه و زورآزمایی و نشان دهنده توانمندی طرح در حرفه‌اش است و در حقیقت با اهمیت ترین بخش و شاهکار و طراحی گرافیک است.
دامون خانجان‌زاده : خیلی مایلم به طور مفصل در مورد ابزار منبع الهام و مسیر شما جهت دستیابی به فکر اولیه و سپس خروج آن، هنگام انجام سفارش طراحی نشانه صحبت کنید.
نشانه به عنوان یک صورت مسأله جذاب همواره برای من مطرح بوده و همیشه بقیه گرایش‌های دیگر حرفه گرافیک را من با دید نشانه کار کردم، یعنی هر زمان پوستر هم طراحی کردم، فکر کردم که این هم می‌تواند یک نشانه باشد. شاید هم به همین دلیل است که در پوسترهای من ویژگی‌های خاص بصری نشانه دیده می‌شود.
اما این که طراحی راجع به مسیر ایده‌یابی خود صحبت کند، کار دشواری است اما من از راه‌های مختلفی وارد می‌شوم که یک ایده بتواند درست پرورانده شود و به نتیجه برسد اما تاحال هیچ‌گاه نشده فرمولی از درونش دربیاید که به آن اشاره کنم تا مشابه مطابق این فرمول به یک کار درست دست پیدا کنید.
فکر، مهم ترین چیز در کار طراحی نشانه است ؛ یعنی طراح بتواند سطح را بشکافد و وارد عمق مطلب شود. چون هر موضوعی که به شما سفارش شود، یک پوسته ظاهری دارد و سپس یک عمق اکثر طراحان گول این پوسته ظاهری را می‌خورند. در صورتی که باید آن پوسته را باز کرد و شکست و ریخت دور تا وارد عمق شد. اگر توانستیم وارد عمق شویم آن نشان، طرح ویژه‌ای می‌شود وگرنه در سطح باقی می‌ماند و کلیشه می‌شود . بنابراین اولاً باید دیدی بر طراح حاکم شود که چگونه به معانی تصویری بنگریم و بالعکس معانی را چگونه به تصویر برگردانیم. این از راههای مختلف به دست می‌آید و باید راجع با قضیه در فکرمان کلنجار برویم هیچگاه نمی‌شود فورا ً‌مداد را برداشت و کار را آغاز کرد. این شیوه ای است که در مورد نشانه‌هایی که طراحی کردم همیشه مصداق داشته است؛ یعنی من مدتی با موضوعی ، نشانه‌ای که سفارش شده در مغزم و ذهنم کلنجار می‌روم.
خیلی اوقات شده که نتیجه نهایی که در ذهنم بدست آوردم روی کاغذ پیاده می‌کنم . از لحاظ بصری این چیزی که روی کاغذ پیاده می شود موجود متولد شده ‌ای است که باید پرداخت شود تا به ویژگی‌های خاص یک نشانه نزدیک شود . در نتیجه من ابتدا در ذهنم اتود می کنم، سپس این اتودها را روی کاغذ می‌آورم و چند سرفصل انتخاب می‌کنم، بعد به جهت این که در طراحی باید یک استراتژی داشت بین این سرفصل‌ها بهترین اتود را انتخاب می‌کنم.
در بسیاری از نشانه های شما یک ذهنیت کانستراکتیویستی و استفاده صریح از هندسه به خوبی نمایان است، فکر نمی‌کنید این نگاه در آثار شما علی‌رغم استحکامی که دارند، بیشتر به صورت یک عادت بصری درآمده است که از استرس و پویایی کار شما کم می‌کند؟
دقیقاً‌نمی‌دانم که کدام نشانه ها مد نظر تان بوده ولی من از بی‌ینال دوم گرافیک در بخش طراحی نشانه بایک سری موتیف‌ها و نقوش ایرانی برگرفته از نقوش ایرانی برگرفته از نقوش قالی کار کرده بودم. بین سال‌های حدود ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ من زیاد روی نقش‌های فرش کار می‌کردم و این موتیف‌ها زیاد زیر دست من ترکیب می‌شد و اجرا می کردم. این نقوش را هم برای این آماده می‌کردیم که بافنده ها بتوانند از روی آن ببافند. در نتیجه باید طرح ها روی جداول عمودی و افقی پیاده و تفکیک می‌شدند. این طرح ها را به سفارش شرکت فرش، طراحی و چاپ می‌کردیم و در پروژه‌های این چنینی من شرکت داشتم. این گرید ها و خانه های مربع گونه که چقدر هم به نقطه‌های خط فارسی نزدیک است، رفته رفته من را به این سمت کشاند که با خط فارسی کار کنم و در کارم به نقطه ها و مربع ها به صورت خاصی بپردازم. بله یک دوره‌هایی من خیلی از نشانه ها را که اکثراٌ ‌لوگو تایپ هستند با این شیوه ساختم که نقطه در آن‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، شاید به همین دلیل شما احساس می‌کنید که من به یک شیوه کار کردم. در طراحی پوسترهایم هم این نقطه‌ها آمده اند و اوج این تفکر در نشانه ای بوده که من برای بی ینال پوستر تهران ساختم. این لوگو مجموعه‌ نقطه هایی است که در آن نقطه هایی از دو کلمه «پوستر » و « تهران » رنگ شان تغییر می کند و در حقیقت این آخرین کار از آن تفکر بود.
این یک مسابقه محدودی بود، بین چند نفر که آقای ممیز این قضیه را هدایت و نظارت می‌کرد و ایشان از بین تعدادی اتود این نشانه را پذیرفتند و به لحاظ این که قرار شد این نشانه به صورت نشانه ثابت بی‌ینال پوستر تهران در بیاید و معرفی شود، در پوستر هم استفاده شد. چیزی که همیشه به آن علاقه‌مند بوده‌ام ، خلاصه گویی و خلاصه سازی و کم حرفی بصری است. تا جایی که پیش می‌رود و امکان دارد به شرط آن که معنا هم در آن القا شود.
بحث خیلی مهمی که کمتر مورد توجه بوده بحث نشانه‌های نوشتاری دوزبانه یا بای لنگوال است، چه ارتباط فرمی بین دونشانه نوشتاری از یک محصول در دواقلیم و زبان متفاوت می‌تواندباشد؟ در اکثر موارد طراح با قطعه قطعه کردن الگوی لاتین درصدد ساختن یک همزاد بصری برای آن است. در صورتی که مورد موفقی هم مانند کوکاکولا وجود دارد که در مقابل لوگوی اصلی آن نمونه ای از خط ثلث عربی مطابق با جوهره‌ی فرهنگی خود آمده است.
اگر اجازه دهیم کالایی وارد کشور شود، لوگوی آن کالا هم جزیی از آن کالاست. واگر فرض کنیم آیین نامه‌ای وجود داشته باشد که به ما دیکته کند که باید نشانه فارسی این لوگوها را هم داشته باشیم، ما باید بتوانیم برای شرایط فرهنگی خاص مملکت خودمان و نه در اطاعت محض و کامل از لوگوی لاتین عمل کنیم، یعنی باید کاراکتری بسازیم که آن لوگوی لاتین را تکمیل کند. بنابراین باید یک ویژگی بصری تازه‌ای داشته باشد و با ویژگی‌های خط فارسی آراسته شده باشد که در هم نشینی با لوگوی لاتین مکمل هم باشند و هرکدام مستقلاً‌در چهارجوب قاعده‌های خط خودشان.
امروز در روزنامه همشهری دیده بودم که طراح عیناً ‌با برش از قطعات و مفردات یک نشانه لاتین ، ‌نشانه فارسی اش را ساخته بود که وقتی شما به مدل لاتین آن نگاه می‌کردی، می‌دیدی همه چیز جای خودش درست و اصولی قرار گرفته است ولی در نمونه فارسی اش قطعات به زور به هم مونتاژ شده بود و یک موجود معلول بد ترکیب درست شده بود و چه عجوزه‌ی بدترکیبی درآمده بود. در این زمینه در کلاس‌های طراحی نشانه کاری نشده است و می‌بایست دانشجو را با ارایه یک سری نمونه هدایت کرد و شیوه طراحی اصولی آن را آموزش داد .
نظرتان در مورد نشانه‌های شبکه ‌های تلویزیونی مطرح دنیا نظیر abc ، کارپاول رند ، شبکه cbs کار ،‌ویلیام گلدن و … در مقایسه با نشانه شبکه های ایرانی مانند شبکه دو کار آقای پویان و یا نشانه شبکه خبر کار حضرت عالی چیست و در این عرصه از طراحی نشانه چه مواردی قابل توجه است؟
نشانه در ارتباط جمعی گسترده تر از جمله تلویزیون و در عرصه مدیا کاربردهای گسترده تری پیدامی‌کند . شما اگر نشانه‌ی شبکه های مختلف دنیا را ببینید و این علایم را نگاه کنید. در می یابید این علایم چقدر در جذب مخاطب می‌تواند جذاب باشد و می‌توانند ویژگی‌هایی ایجاد کنند که خود بهترین راه تبلیغات باشند. به نظر من نشانه‌های شبکه‌های ما از لحاظ بصری خشکند و برای رسانه‌های ارتباط جمعی قدرت بصری لازم را ندارند. شاید از آن جهت که مجموعه رسانه‌های مان دولتی بوده، همواره یک احتیاج و محافظه کاری در انتخاب علایم و نشانه های شبکه بوده که این نشانه ها حتماً‌خیلی مؤدب و موقر باشند. درصورتی که ممکن است بعضی جاها به یک طنز بصری و درست و صحیح برسیم. اما ما در این بخش خشک عمل کرده‌ایم. به عنوان مثال لازم است در نشانه‌ی شبکه اول که یک شبکه گسترده و سراسر است تغییراتی در عین سادگی به وجود آوریم که برای مخاطب ملموس تر ، جذاب تر و از لحاظ بصری مؤثر باشند. در طراحی نشانه‌ی شبکه خبر فرصت زیادی نداشتم و به عنوان کاری که کمتر از یک روز فرصت داشتم و سریعاً توانستم که آن را طراحی کنم و در موردش تصمیم نهایی را بگیرم، همیشه به عنوان موجودی بوده که خیلی دوستش داشتم و در میان کارهایم کاری است که به آن علاقه مندم و اعتقاد دارم.
آقای اسداللهی از گذشته تا به امروز نشانه‌های فاخر و تأثیر گذار در مملکت ما مثل نشانه دانشگاه تهران،‌موزه‌ی رضا عباسی و سیما فیلم و … نشانه‌هایی با موضوع فرهنگی بودند در حالی که اگر نگاهی به تاریخ طراحی و گرافیک دنیا داشته باشیم، می‌بینیم که اصلا این گونه نیست که نمونه های تجاری خوب بسیار است. به عنوان مثال لوگوهایی مثل ibm ، adidas ، shel، nice و … اکثراً با موضوعاتی تجاری یا ورزشی و … بودند.
من فکر می‌کنم ، طراح‌های زبردست و قوی ما خیلی مایل بودند ، در بخش طراحی نشانه آن هم روی نشانه‌های فرهنگی کار کنند و تمام هم و غم‌شان را در این بخش گذاشتند. دلیل اش این بود که برای طراحی در بخش تجاری احتیاج زیادی به مبارزه و سرو کله زدن با صاحبان کالا و سفارش دهندگان برای جا انداختن طراح داشت که طراحان خوب،‌این را سپردند به دست کسانی که در این مقوله متخصص نبودند. درصورتی که آدمهایی مانند « پاول رند » و « ساول باس » هم در بخش فرهنگی بسیار فعالیت می‌کردند و هم کارهای بسیاری از آن ها در بخش تجاری به صورت شاهکارهایی به جا مانده است.
در نتیجه ما هروقت از لوگوهای درخشان کشورمان مثال می‌زنیم آنهایی هستند که خدمات و تولیدات آن سازمان‌ها و فعالیت‌های فرهنگی هستند.
حتی می‌توانیم این را به سایر آثار گرافیک تعمیم بدهیم ، به یادماندنی ترین پوسترهای ما آن هایی هستند که در بخش فرهنگی کار شده اند اما در بخش تجاری کار هنری قابل اعتنا نداریم.
در دنیا نشانه های بسیاری بودند که از لحاظ زیبایی و جنبه آموزشی بر انواع بعد از خود تأثیر گذار بوده‌اند. فکر می‌کنید در کشور ما نشانه‌هایی با این خصوصیات داشته ایم؟
کارهای آقای ممیز علی‌الخصوص در بخش نشانه خیلی توانست مسیرها را برای دیگر طراحان هموار کرده اند. نشانه‌های ایشان نشانه‌هایی بود که تأثیر گذار بود و فضا ایجاد می‌کرد. در استفاده سالم و درست از نقوش ایشان پیش قدم شدند و کارکردند، کارهای ایشان همواره مقدمه‌ای بود برای اینکه کورانی ایجاد کند تا دیگران هم وارد شوند و فعالیت کنند. جنبه آموزشی آثار ایشان زیاد بود و دلیلش هم این بود که مدام به جای همه فکر و برنامه ریزی می‌کردند تا چه راه ها و مسرهایی باز کند. مثلاً نشانه رضا عباسی در زمان خودش شاهکار بود و روشن شد که چقدر امکانات و مسیر هایی وجود دارد که ما می‌توانیم بین گذشته و حال و آینده مان پیوند بزنیم و از چه راههای وارد شویم.
آیا باتوجه به فضای ماشینیزم و تکنولوژی امروز و موقعیت زمانی و نظام هنری جدید برای خلق نشانه‌هایی با جلوه‌های بصری نو راهکارهای امتحان نشده و شگردهای جدید وجود دارد؟
ابزار، جایگاه خودش را دارد اما به نظر من تفکر و اندیشه ها است که اهمیت دارد فکر خوب در همه جای دنیا همچنان خریدار دارد. همچنین شما می‌بینید در دنیا نشانه‌هایی طراحی و خلق می‌شود با خلوص بصری زیاد و با روش‌هایی که می‌شود این روش‌ها را کلاسیک دانست اما با جلوه‌های مدرن و مطابق روز و آثارشاخصی هستند و جایگاه خودشان را دارند. ضمن این که ما سبک و سیاق جدید در زمینه طراحی نشانه در دنیا می‌بینیم که طراح به عنوان مثال دیتیلی از یک تصویر می‌برد و به عنوان نشانه ارائه می‌دهد. گستردگی سریع روابط ایجاب می‌کند که این تنوع‌ها به وجود بیاید. اما در میان این تنوع‌ها همچنان آن کارهایی شاخص هستند که سیراب از تفکر اندیشه است.
چندسالی است مقوله‌هایی مانند طراحی نشانه و طراحی حروف در اتفاقات مهم و بی‌ینال‌های کشور ما مورد بی‌اعتنایی واقع شده است. طراحی گرافیک در کشور ما تبدیل به گرافیک تک نسخه‌ای شده است. خیلی اوقات طراح در یک انستیتویی بدون اضطراب زمان و کارفرما پشت رایانه می‌نشیند و راجع به هر موضوعی که او را وادار به کمتر فکر کردن می‌کند، پوستر کار می‌کند. علی‌رغم این که شما در اکثر جریانات مهم در حرفه گرافیک صاحب نظرید و حاضرید، تاکنون عکس‌العملی از شما در این مورد ندیدم. راحت تر بگویم ، فکر نمی‌کنید شما با توجه به شرایطی که داشتید در این مورد قصور کرده‌اید. این سهل‌انگاری ها از کجا ناشی است؟
من نقصانی را که می‌گویی را قبول دارم ما آخرین دوره بی‌ینال یعنی بی‌ینال هفتم را به خوبی برگزار کردیم که تمام رشته ها در آن بود و من دبیر آن بی ینال بودم. بی‌ینال هفتم به اعتقاد من خیلی بی ینال موفق بود و با آرزوی این که به سمتی برویم که تمام اجزا گرافیک به طور مستقل صاحب موقعیت نمایشگاه‌های سالیانه شوند رفتیم به سمتی که بی‌ینال گرافیک را مختص پوستر کنیم وبقیه نمایشگاه‌های دیگر را به صورت سالانه و با وسعت و اهمیت زیاد برگزار کنیم. خودم اینقدر جای بخش نمایشگاه سالانه نشانه را خالی می‌دانم که احساس می‌کنم در موردش کوتاهی شده است. اما انجمن کوشش خودش را می‌کرد به این صورت که باید نمایشگاه سالیانه می‌داشتیم. اما برخوردیم به مشکل تغییر مدیریت ها اما موفق شدیم یک موردش را که نمایشگاه جلد کتاب بود برگزار کنیم.
طرح نمایشگاه نشانه را هم پیش بینی کردیم و در موردش فکر کردیم اما به دلایلی این پروژه زمین ماند. اما درمورد قسمت آخر سؤال شما باید بگویم که همیشه من در انجمن یک رأی هستم.
در چندسال اخیر حرفه گرافیک مملکت ما میزبان پدیده‌ای چالش برانگیز به نام تایپوگرافی بوده است. از یک طرف طراحان جوان ما مسحور کار با حروف شدند و از طرفی هجمه‌ای از انتقاد و انتقام شنیده یا خوانده می‌شود که آشکارا این آثار را مورد خطاب قرار می‌دهند. خیلی دلم می‌خواهد دیدگاه شما را درخصوص این قضیه بدانم. با توجه به کمبودی که درمورد قلم‌های تایپی داریم حتی جای مکان‌هایی نظیر انجمن یا مدرسه تایپوگرافی و طراحی حروف خالی است؟
به نظر من این جریان مثل اینست که ما در یک جاده خاکی راه می‌رویم، زمین می‌خوریم دست‌مان آلوده می‌شود، لباس مان کثیف می شودو بالاخره یاد می‌گیریم که باید در همین جاده بلند شویم و مسیرمان را عوض کنیم و یک جاده هموارتر برگزینیم. در کار با حروف ما الان داریم به در و دیوار می‌خوریم ولی یک روزی این تبدیل می‌شود به اینکه منطق را جایگزین کنیم. بالاخره تا یک مدتی می‌شود شوهای قشنگ اجرا کرد و ادامه داد. نهایتاً باید برگردی و حرفی بزنی که این حرف با صحبت، درست و خوانایی به بیننده برسد و این است که ذات گرافیک است. اگر به تاریخچه کار با حروف و خطاطی در قدیم نگاه کنیم، می‌بینیم خیلی آثار هستند که هم از لحاظ فرم ، هم از لحاظ کاربرد و هم از لحاظ زیبایی برای ما همیشه وجود داشتند. تایپو گرافی چیز تازه‌ای در حرفه مانبوده و همیشه وجود داشته منتها این که چرا الان یک مرتبه حتی در دانشجوها هم شور خاصی ایجاد کرده و دنبالش هستند این است که ویژگی‌هایی که نسل تازه و جوانها می پرورانند شکستن تخریب تمام مبانی درست است. اما این شکستن با راحتی و گستاخی نمی‌تواند آنچنان صورت بگیرد که اصل قضیه که ارتباط صحیح و درست است فدای تخریب شود.
ماهمیشه اصل را فدای فرعیات می‌کنیم، شاید این مقوله‌ی تایپوگرافی به این دلیل برای نسل تازه جذاب بوده که بتوانند یک نوع بازی ای کنند که هیجانات و اعتراضات خاص خودشان را در این لفافه بپیچند. وگرنه شما طراحی و کاشی‌کاری مساجدمان را در گذشته نگاه کنید. کاربرد خط در تزیین معماری ، شرکت خط در زیباتر کردن سازه‌های معماری و ترکیب بندی و رنگ به طوری است که چه خوب بافضا هماهنگی پیدا کرده. در گذشته محتواهای خیلی غنی هم در قالب خط بیان شده. همه عناصر با هم جفت و جور است و کارهای زیبا هستند. شما عقدنامه و قباله‌های ما را ببنید. در می‌یابید خطوط به چه زیبایی در مجموعه‌ها شرکت کرده است. ولی شما می‌بینید یک ملغمه‌ای به اسم معما که نه می‌توانیم عنوان را به راحتی بخوانیم و نه اطلاعات با دقت از آن کار دریافت شود. به نظر من این هیجانات ناشی از دوره تخریب است که باید طی شود و صورت بگیرد. مسلماً این جریان باید هدایت شود و اگر قرار باشد ما بنشینیم و ساکت باشیم و در کلاس‌های درسمان راجع به آن صحبت نکنیم، می‌تواند مسیرهای خیلی ناجوری را برای ما نهادینه کند.

منبع سایت عیار

your ad here

نظری بدهید